شمس الدين حافظ
80
سفينه حافظ ( فارسى )
ز رقيب ديو سيرت به خدا همىپناهم * مگر آن شهاب ثاقب « 1 » مددى كند سها را « 2 » دل عالمى بسوزى چو عذار برفروزى * تو ازين چه سود دارى كه نمىكنى مدارا مژه سياهت ار كرد به خون ما اشارت * ز فريب او بينديش و غلط مكن نگارا « 3 » همهشب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهى * بپيام آشنائى بنوازد آشنا را به خدا كه جرعهاى ده تو بعاشق سحرخيز * كه بوقت صبحگاهى اثرى بود دعا را دل دردمند حافظ كه ز هجر تست پرخون * چه شود اگر زمانى برسد بوصل يارا [ 3 اگر آن ترك شيرازى بدست آرد دل ما را ] 5 [ 1 ] شماره مسلسل 5 اگر آن ترك شيرازى بدست آرد دل ما را * بخال هندويش بخشم سمرقند و بخارا را بده ساقى مى باقى كه در جنت نخواهى يافت * كنار آب ركناباد و گلگشت مصلّى را فغان كاين لوليان « 4 » شوخ شيرين كار شهرآشوب * چنان بردند صبر از دل كه تركان خوان يغما را « 5 » ز عشق ناتمام ما جمال يار مستغنيست * به آب و رنگ و خال خط چه حاجت روى زيبا را من از آن حسن روز افزون كه يوسف داشت دانستم * كه عشق از پردهء عصمت برون آرد زليخا را حديث از مطرب و مى گو و راز دهر كمتر جو * كه كس نگشود و نگشايد به حكمت اين معما را نصيحت گوش كن جانا كه از جان دوستتر دارند * جوانان سعادتمند پند پير دانا را اگر دشنام فرمائى و گر نفرين دعا گويم « 6 » * جواب تلخ مىزيبد لب لعل شكرخا را « 7 »
--> ( 1 ) تير شهاب كه شبها اغلب در آسمان ديده مىشوند ( 2 ) سها نام ستارهاى است در دب اصغر ، در بعضى نسخ بجاى « مددى كند سها را » ( مددى دهد خدا را ) ذكر شده . ( 3 ) در خلخالى اين بيت اضافه است : ز فريب چشم جادو دل دردمند خون شد * نظرى كن اى عزيزم كه چگونه كشت ما را ( 4 ) رامشگران و رقاصان ( 5 ) تاراج - غارت - چپاول ( 6 ) در بعضى نسخ اين مصرع اينطور است : بدم گفتى و خرسندم عفاك اللّه نكو گفتى . عفاك اللّه يعنى ببخشايد ترا خداوند ولى اين مصرع از سعدى است ( 7 ) خاييدن يعنى جويدن - با دندان نرم كردن [ 1 ] پاورقى غزل 5 - امير تيمور گوركان در سفر اول كه شيراز را تسخير كرد ( 789 ) براى ثروتمندان ماليات تعيين كرده و حافظ هم جزء خانهداران معرفى شده بود و بايستى ماليات مىداد حافظ متوسل به سيد زين العابدين گنابادى وزير امير تيمور گرديد كه با هم نزد امير رفته و تقاضاى رفع ماليات كردند امير به خواجه گفت : من بضرب شمشير سمرقند و بخارا را تصرف كردم تو چگونه بخال هندوى يار آنها را مىبخشى ؟ حافظ كه ظاهرى ژوليده داشت بعرض رساند : « از همين بذل و بخششها است كه به اين روز افتادهام » امير تيمور او را مورد نوازش قرار داده و دستور رفع مزاحمت از او صادر كرد ( سنجابى شيرازى در كتاب خود بنام انيس الناس كه در سنه 830 نوشته اين داستان را ذكر كرده است ) در هر صورت غرض حافظ از ، ترك شيرازى ، يا خود شاه شجاع و يا پسرش سلطان زين العابدين است كه از طرف مادر ترك بودهاند . مرحوم دكتر غنى در كتابش معتقد است اين غزل در زمان سلطان زين العابدين يعنى در حدود سال 789 هجرى قمرى گفته شده است .